تب .... تب .... تب !

حس اون بچه دبستانیو دارم که مادرش برای جلسه ی اولیا و مربیان نیومده  

و وایساده بغل حیاط مدرسه 

 با بغض 

 داره بقیه دوستاشو میبینه که با خوشحالی دارن دنبال ماماناشون راه میرن !  

حس میکنم دور انداخته شدم !  

خیلی خیلی دور !

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد